خرید بک لینک

 ابراهیم توکلی محمدی، خواننده و نوازنده‌ی دایره ( داریه) بود و گاهی هم سُرنا می‌نواخت. حضورش به عنوان بازیگر در فیلم کوتاه آروس (عروس) به کارگردانی احمد طالبی‌نژاد، سبب شد تا بیش‌تر به‌اش نزدیک شوم و بهتر بشناسم‌اش. مردی به غایت مهربان و پذیرا و خوش‌محضر ، یکی از آن کمیاب‌هایی که سیگارشان را با آداب می‌گیرانند و خیره به نقطه‌ای دور ، دود را از اعماق بیرون می‌دهند و تو را در تعلیق ادامه‌ی حرف‌ها و خاطرات حریرگون‌شان تشنه نگه می‌دارند . ابراهیم که از هوش مکانیکی و انتزاعی به یکسان بهره‌مند بود ، هم اهل شعر و ترانه و فرهنگ و تاریخ بود و هم دست‌هایش با ابزار و ادوات فن و صنعت بیگانه نبود. یکی از کسانی بود که بابت زوال هنر/ صنعتِ دستی عبابافیِ برزن محمدیه‌ی نایین نگرانی‌هایی داشت و مدتی نیز در موزه‌ی مردم شناسی نایین به شکلی نمادین در حضور بازدیدکنندگان عبا می‌بافت. ابراهیم اکنون در گورستان محمدیه در آغوش مرگ خفته است و در موزه‌ی مردم‌شناسی تندیسی ساخته‌اند از او به یادگار تا یادش جاودانه بماند.

 

حبیب قطب‌الدین محمدی ، خواننده و نوازنده‌ی تمبک بود . در عروسی‌ها شانه به شانه‌ و هماهنگ با ابراهیم می‌نشست و پاره‌ای وقت‌ها ، حیران و خیره به مردمان ، غم محوی در چهره‌اش لابد حکایت از راز مگویی داشت که تمبک با او در  میان می‌گذاشت ! به یاد می‌آورم روزی را که برایم گفت :‌ » شاید باور نکنی ولی لحظه‌هایی هست که تمبک با هر ضرب زبان می‌گشاید و خبرم می‌دهد از آینده‌‌‌ای شوم و نامیمون که در انتظار یک وصلت است ! » و رسیدن به مراتبی از کشف و شهود در معاشقه‌های سالیان با ساز برای چنین دلشدگانی که ساز برایشان فقط اسباب عیش و عشرت نبود و راز دل با آن می‌گشودند و رفع دلتنگی می‌کردند ، اصلاً دور از انتظار نیست . از فقدان ابراهیم با خبر بودم ولی به سبب سال‌ها دوری‌ام از محمدیه و بی‌خبری ، خوش‌بینانه فکر می‌کردم حبیب همچنان در قید حیات است ولی دریغ که این خوش‌بینی دیری نپایید و دانستم که حالا دنیا یک نوازنده‌ی خوش‌دست تمبک کم دارد.

در پایان ترجمه‌ای به دست داده‌ام از یکی از ترانه‌های فولکلوریک که به زبان نایینی با گویش محمدیه‌ای سروده شده  و در این مجموعه آن را با همخوانیِ ابراهیم و حبیب می‌شنویم . این ترانه سویه‌ای طنازانه و مفرح دارد و راوی‌اش دخترکی دم‌بخت است که می‌خواهند او را به عقد مردی آس و پاس درآورند که از ازدواج قبلی‌اش هم پسرانی شیطان و بازیگوش دارد . ابتدا متن اصلی ترانه را می‌آورم:

اِنژو علیریضا ناگِرتی ماما / اِنژو علیریضا ناگِرتی ماما

همسایی شوما ناگِرتی ماما

نه یورتوم اِوا وُ نه بالا‌خُنَه / نه جومخاوُم اِوا نه شیوُنَه

نه یورتوم اِوا وُ نه بالا‌خُنَه / نه جومخاوُم اِوا نه شیوُنَه

اِنژو علیریضا ناگِرتی ماما / همسایی شوما ناگِرتی ماما

علیریضاوِ سیگار اِکیشَه / آدِم از وَشِند وِ دار اِکیشَه

علیریضاوِ سیگار اکیشَه / آدِم از وَشِند وِ دار اِکیشَه

علیریضاوِ قومار اِکیرَه / آدِم از وَشِند خومار اِکیرَه

اِنژو علیریضا ناگِرتی ماما / همسایی شوما ناگِرتی ماما

یَه تِل دارَه مالی مَسَه / سیصیْ وِ هیچاش نارَسَه

یَه تِل دارَه مالی مَسَه / سیصیْ وِ هیچاش نارَسَه

یَه پُری کوتیرَه دارَه / هیچکوم ناشِن وِ مَدرَسَه

ترجمه:

زن علیرضا نمی‌شم مامان / زن علیرضا نمی‌شم مامان

همسایه‌ی شما نمی‌شم مامان

نه اتاق می‌خوام و نه بالا‌ی خونه رو / نه رختخواب می‌خوام نه زیراندازونه رو

نه اتاق می‌خوام و نه بالای خونه رو / نه رختخواب می‌خوام نه زیراندازونه رو

زن علیرضا نمی‌شم مامان / همسایه‌ی شما نمی‌شم مامان

این علیرضا سیگار می‌کشه / آدمو از گُشنگی به دار می‌کشه

این علیرضا سیگار می‌کشه / آدمو از گُشنگی به دار می‌کشه

این علیرضا قمار می‌کنه / آدمو از گشنگی خمار می‌کنه

زن علیرضا نمی‌شم مامان / همسایه‌ی شما نمی‌شم مامان

یه شکم داره خیلی گُنده / سیصد به هیچ‌ جاش نمی‌رسه

یه پسر داره حرومزاده / هیچ‌کدومشون نمی‌رن به مدرسه

زن علیرضا نمی‌شم مامان / همسایه‌ی شما نمی‌شم مامان

پی‌نوشت: پر واضح است که می‌توان ترجمه‌های بهتری هم از متن این ترانه ارائه داد.

 

 

عقیل قیومی محمدی

برچسب: نویسنده: زهرا محمدی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 2:30

صفحه بندی