بعد از بازدید از مسجد جامع و موزه نوبت به بازدید از خانه فاطمیها رسیده بود ، همان خانهای که دکتر فاطمی کودکی را در آن گذرانده بود. با شوق عجیبی وارد خانه شد ؛ راهنمای خانه به بیان ویژگیهای خانه پرداخت که ناگهان اشک در چشمان خانم دکتر فاطمی حلقه زد و شاید بیش از پیش یاد شوهرش در دل او زنده شده بود ، یا اینکه خانه فاطمیها را در حالت خوبی ندیده بود چرا که نیاز مبرم به مرمت از در و دیوارخانه داد میزد. هدفم از گفتن این جملات که شاید نتوانسته باشم به خوبی آن را وصف کرده باشم تلنگری بود بر اینکه یادگار بزرگانی چون شهید فاطمی ولو یک خانه را باید چنان نگهداری کنیم که در خور شأن نام و یاد آنها باشد. حال که صحبت از این مرد بزرگ تاریخ معاصر گردید خالی از لطف نیست خلاصهای از زندگی نامهی شهید راه وطن را عرضه نکنم تا جوانان نایینی بدانند که روزگاری رجال شهر و دیارشان چه حماسه ها آفریدند. متنی که در زیر میخوانید برگرفته از کتاب «به یاد دکتر سید حسین فاطمی نایینی نوشته محمد ترکمان » میباشد.
دکتر سید حسین فاطمی پس از نیمروز عاشورای سال 1340 ه.ق در خانوادهای از عالمان دینی شهر نایین دیده به جهان گشود. به مناسبت تولدش در روز عاشورا او را حسین نامیدند. پدرش آیت ا... سید علی محمد سیف العلما و مادرش دختر حجت الاسلام خادم بود . تحصیلات قدیمه را نزد پدر و سایر افراد خانواده فرا گرفت. برای گرفتن دیپلم راهی اصفهان شد. در آن شهر همزمان با تحصیل ، اقدام به انتشار مقالاتی در روزنامه «باختر» نمود. سپس برای تکمیل تحصیلات روانه اروپا شد و در نیمه اول 1327 به ایران بازگشت . پس از مراجعت ، در نیمه اول 1328 روزنامه «باختر امروز» را در تهران منتشر کرد . در اسفند 28 ، با تشکیل « جبهه ملی» به آن جریان پیوست.
دکتر فاطمی که از سالها پیش، لبه تیز قلمش را متوجه مبارزه و افشای حاکمیت بیگانگان سلطهگر بر کشور و عوامل بومی آنان ، عریان ساختن زشتیها و پلشتیهای اجتماعی ، گسترش شعور اجتماعی ، سیاسی اقشار و طبقات مردمی جامعه و همچنین اعتراض به عدم وجود آزادیهای اجتماعی و سیاسی نموده بود، با انتشار «باختر امروز» در دوران اوج گیری مبارزات ضد شرکت غاصب نفت جنوب ، و رشد جنبش استقلال طلبی و بازیابی هویت اسلامی _ ایرانی مردم ، پهنهای گسترده برای تداوم و تکامل و توسعه مبارزات خود یافت.
از آغاز دوران نخست وزیری دکتر مصدق (دهم اردیبهشت 1330) ، دکتر فاطمی در پست معاونت سیاسی و پارلمانی نخست وزیر مشغول به کار میگردد. تقبل این مسئولیت تا 27 آذر همان سال ، که دکتر فاطمی برای پیشبرد آرمانهای مقدس و انسانی نهضت ، اقدام به شرکت در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی نمود ، ادامه مییابد .
دکتر فاطمی در 26 بهمن 30 ، به هنگام سخنرانی بر مزار محمد مسعود ، و تجلیل از آن روزنامه نگار مبارز ، هدف گلوله نوجوان پانزده سالهای به نام «مهدی عبد خدایی» قرار گرفته و به شدت مجروح گردید.
ترور نافرجام دکتر فاطمی ، موجب ابراز خشم تمامی مبارزین آگاه ضد استعمار و حق طلب میگردد.
آیت ا... کاشانی ، با حضور خود در بیمارستان نجمیه و عیادت از دکتر فاطمی در ساعت 7 صبح 27 بهمن و تکرار این عمل در 14 اسفند 30 و 29 فروردین 31، و همچنین اعلا م و اظهار عدم توافق خود با اینگونه اعمال که به زیان مردم مبارز کشور است ، در یک مصاحبه مطبوعاتی با روزنامه باختر امروز و ... مخالفت خود را با این عمل اعلام میدارد.
شهید خلیل طهماسبی ابتدا با ارسال مکتوب و سپس طی مصاحبهای با روزنامه «باختر امروز» سوء قصد به جان دکتر فاطمی را محکوم مینماید. مرحوم ایت ا...شیخ غلام حسین تبریزی ، پدر ضارب ، که از علمای عامل و متقی مقیم مشهد مقدس بودند ، با ارسال مکتوبی به دکتر فاطمی و در خواست انتشار آن در روزنامه «باختر امروز» از جمله مینویسد :
«به جده ات زهرا قسم ، از آن وقتی که این سانحه ناگوار به وقوع پیوست ، این کمترین در حرم مطهر ، شفاء آن عنصر پاک را مسئلت مینمایم . امید که حضرت حق جلت عظمته به واسطه شفاء آن بزرگوار چشمهای ما را روشن و عیدی به ما عنایت فرماید.»
سوء قصد مذکور سبب آن میگردد که یکی از چهرههای صمیمی ، مبارز و پیگیر نهضت مدت 8 ماه از لحظات حساس تاریخ کشور ، تحت درمان قرار گرفته و از ایفای نقش خود در رهایی مردم میهن از سلطه جهانخواران و عوامل بومی آنان ، آن چنان که باید موفق نگردد و در باقیمانده حیات کوتاه ولی پر افتخارش تا شهادت نیز همواره از این درد و رنج، در عذاب و الم باشد .
دکتر فاطمی در دوره هفدهم از سوی مردم مبارز و حق شناس تهران به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده میشود و در مهر ماه 31 ، از سوی دکتر مصدق به ریاست وزارت امور خارجه منصوب ، و در سیام مهر همان سال ، به دستور نخست وزیر مسئول قطع روابط ایران با امپریالیسم محیل و مکار انگلیس میگردد.
دکتر فاطمی از جمله افرادی بود که ماهیت نظامهای جهانخوار و ساز و کار آنها را شناخته ، و به درستی معتقد بود که بدون استقلال اقتصادی ، استقلال سیاسی بدست آمده توسط ملتهای تحت سلطه تداوم نخواهد داشت، و هم از این روی بود که در ایامی که برخی از جریانات دولت را برای فروش نفت و تسلیم به سیاست آمریکا جهت به دست آوردن مقداری ارز و ادامه زندگی مصرفی تحت فشار گذارده بودند ، دکتر فاطمی از مشی و خط استقلال و قناعت نه در شعار ، بلکه در عمل دفاع میکرد ، و این چنین از سیاست عدم اتکا بودجه کشور و نیاز های ضروری شهروندان به درآمد حاصله از فروش نفت پشتیبانی مینمود :
« سیاست اقتصاد بدون نفت به این منظور طرح ریزی شده است ، تا در صورت حل نشدن دعوای نفت ، ایران بتواند یک دوره طولانی از صرفه جویی اقتصادی و پایداری در برابر مشکلات را پشت سر گذارد .
در اجرای این هدف ، کلیه هزینههای غیر ضروری حذف میشود ، سیستم جدید مالیاتی ، بر حسب درآمد اصلاح میگردد ، دستگاه دولت بنحوی اصلاح خواهد شد که با کمترین هزینه ، بیشترین بازده را داشته باشد .»
موفقیت این سیاست در عمل بود که امپریالیست ها را به وحشت افکند ، چون در روزگار نو استعماری آنچه بیش از همیشه منافع قدرتهای جهانخوار را تأمین میکند ، نه استعمار به شیوه کهن بلکه تحمیل سیاست مصرف هر چه بیشتر و تداوم مبادلات نابرابر اقتصادی با کشور های تحت سلطه میباشد و مهلکترین ضربات برای سرمایه داران خون آشام غربی ، واقعیترین مبارزات ضد امپریالیستی ، پایان بخشیدن به سیاست صدور مواد خام ، خرید کالاهای مصرفی و وابستگی های پولی به آن قدرتهاست .
دکتر فاطمی در دوران خدمت در وزارت خارجه تحولات اساسی در جهتگیری سیاست خارجی ایران بوجود آورد . او علاوه بر قطع روابط با انگلستان ، به گسترش روابط با کشور های اسلامی ، آسیایی و آفریقایی و پشتیبانی از مبارزات نهضتهای آزادیبخش و ... نیز پرداخت .
دکتر فاطمی نه تنها علیرغم وعده وعیدها ، آلت دست قدرتهای استعماری و دربار برای شق عصای ملت نگشت ، و اختلاف سلیقهها و تضارب افکار را تبدیل به منازعه و مقابله ننمود ، بلکه تمامی کوشش و جهد خود را برای وحدت هرچه بیشتر نیروهای مبارز بکار برد . دکتر فاطمی که به عواقب خانمانسوز درگیری و برخوردهای غیر اصولی در سطوح رهبری نهضت واقف بود ، حداکثر توان خود را در ماههای پایانی سال 31 برای التیام روابط دکتر مصدق و آیت الله کاشانی بکار برد ، اما متأسفانه بدلیل وسعت توطئههای نفاق افکنان و ... توفیقی حاصل نکرد .
دکتر فاطمی در نیمه شب 25 مردادماه 1332 بدنبال کودتای عوامل اجنبی علیه حکومت ملی و قانونی ، توسط گارد شاهنشاهی دستگیر ، و محبوس و مورد آزار واقع گردید و صبحگاه همان روز در پی شکست کودتا و فرار محمد رضا پهلوی از رامسر به بغداد، آزاد گردید .
دکتر فاطمی در همان روز با حضور در کاخ سعد آباد به لاک و مهر کاخهای سلطنتی پرداخت و سرمقاله «باختر امروز » 26 مرداد را با عنوان « خائنی که میخواست وطن را بخاک و خون بکشد فرار کرد» تحریر و ماهیت وابسته و فساد انگیز دربار پهلوی و ... را افشاء نمود .
دکتر فاطمی در پی کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد 1332 و شروع فصل نوینی از کشتار و شکنجه و زندان و خفقان در تاریخ میهن ، مخفی و مبارزه با رژیم کودتا و اربابانش را در ابعاد جدیدی ادامه داد و بالاخره در تاریخ 22 اسفند همان سال ، توسط سرگرد مولوی با استفاده از اطلاعات سروان جلیلوند دستگیر گردید .
رژیم وابسته برای تقدیر از نامبردگان ، در همان روز مولوی را به درجه سرهنگی و جلیلوند را بدرجه سرگردی ارتقا داد .
همانگونه که در سند 1 ف 1 و 371 /4584-1 (وزارت بریتانیا ) تاریخ 30 سپتامبر 1983 (8 مهر 1332 ) مشاهده میشود ، اربابان انگلیسی شاه ماهها قبل از دستگیری دکتر فاطمی از اعدام بیرحمانه به عنوان « بهترین راه حل » برای حذف او یاد کردهاند . پس از دستگیری دکتر فاطمی ، تیمور بختیار ، نصیری و علوی مقدم عوامل سرکوب رژیم شاه ، با طرح نقشهای شیطانی بر آن شدند تا به هنگام انتقال او از شهربانی فاطمی را به دست شعبان بی مخ و جمعی دیگر از بدکارههای هوادار شاه در تهران به شهادت برسانند ؛ ولی این نقشه به علت فداکاری خواهر شجاع دکتر فاطمی که خود را بر روی بدن برادر افکند ، و ضربات کارد و خنجر را بر پیکر خود تحمل نمود ، نتوانست از موفقیت کامل و مورد نظر رژیم بر خوردار گردد.
پس از آن واقعه ، دکتر فاطمی به بیمارستان منتقل ، و در شرایطی که از آثار گلوله شلیک شده در 26 بهمن 1330 و ضربات کاردها و خنجر های وارد شده در 22 اسفند 1332 رنج میبرد و بعضی اوقات فشار خونش به 6 و ضربان قلبش به 35 میرسید ، آنچنان که در سند مورخه 19 تیر 1333 مشاهده میشود ، بدستور محمد رضا شاه بازجویی و در بیداد گاهی فرمایشی و سری محکوم به اعدام و در سحر گاه 19 آبانماه 1333 ، با پیکری تبدار و بیمار ، بدنش آماج گلولههای نفتخواران جهان گشته و خون سرخ و مطهرش بر زمین زندان لشگر 2 زرهی پاشید و روح پاکش در اعلی علیین در جوار رحمت حق در کنار اجداد طاهرینش مأوی گرفت .
شهید فاطمی در آخرین لحضات حیاتش خطاب به آزموده گفت :
«.... مرگ حق است ، و من از مرگ باکی ندارم ، آن هم چنین مرگ پر افتخاری ، من قربانی نفت هستم ، من میمیرم که نسل جوان ایران از این مرگ درس عبرت گرفته ، و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند، من در های سفارت انگلیس را بستم ، غافل از اینکه تا دربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد ...». شهید دکتر فاطمی پس از امضای وصیتنامه و درخواست دفن در کنار مزار شهدای قیام 30 تیرماه ، با کمال خضوع و خشوع مراسم مذهبی را بجای آورد ، و به قاضی عسگر گفت : سعادت من این است که مانند جد بزرگوارم که فرموده «الموت اولی من رکوب العار » من هم در راه حق و حقیقت به دست بختیار (عمر سعد ) و آزموده (شمر) به امر شاه (یزید زمان) شهید میشوم. سپس کلام ا... مجید را بوسیده و کمی از تربت حضرت سید الشهداء را در دهان گذارده به سجده افتاد ؛ و خدا را شکر کرد که به سعادت شهادت نائل میشود ؛ و برای فرزندان و برادران و خواهر و دوستانش دعا کرد .»
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
خلاصه ای از سخنان رهبر نهضت ملی ایران (دکتر مصدق) در تجلیل از شهید راه استقلال :
« اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی نایینی است که روزی در خانهی آقای نریمان پیشنهاد خود را داد و عمده نمایندگان جبهه ملی حاضر در جلسه آن را به اتفاق آرا تصویب نمودند. رحمة ا... علیه که در تمام مدت همکاری با اینجانب حتی یک ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»
امیر فقیهی محمدی
برچسب:
نویسنده: زهرا محمدی